متن آهنگ فارسیمتن آهنگ های رپ و هیپ هاپ

متن آهنگ طالبان بامداد

بامداد طالبان

متن آهنگ بامداد به نام طالبان

Bamdad – Taleban

♫♫♫

اینا که قصه است
میدونی چی واقعیه؟ تقدیر و قسمت
میدونی چی واقعیه؟ جایزه صلحِ نوبل
پایین پا جسد، بالای سر F5
میدونی چی واقعیه یا نه؟
ما سگیم پی استخونیم منتظر بشکن
اینا که حرف من و تو یه پردیس داریم پشت چشامون
که میگه جای من نیست بینِ هم نوع های گرسنه
منم درشت و درسته میپزم واقعیتو بجو باد کنه دو لپت
میدم به خوردت گوه، با مقداری مشخص اخبار
میدونی واقعیت چیه؟ خوب میشه فردا
همه چی ارزون میشه پول میشه حلوا
من سرِ خاکتون میام با رپ روحتونو *
مهم نیست اعتقاد داری یا نداری به ارواح
من اهل زانو نیستم لای لاشخورای سرپا
وقتی وزیرِ خوابه، که چی حرکت سرباز
من خیلی وقته باورم شده دروغ درمان
لخت سرِ سرما، مطاعش هم توتون نواب
عرق نریز عرق نوش تف توو باقی فصلا
به جز این چی میشه مُسکن توو این سگدونی و
ببخشید ببخشید زمینِ پُر از مهر
از این روزگار شکوفای امن و خجسته
مملکت گل و بلبله چی بگم از دِه، ها؟

میدونی واقعیت چیه، تو دلت واقعیت میخواد
پَ بشین و هیچی نگو، صبوری کن طاقت بیار
توو پس شهر ببین توو اخم صورتا
نشونی دارن از خروشِ خشم خونِ توو رگا
مردُم جنگ زده که جنگ بهشون چَک زده
هر سیاست مداری وعده ای داده رو دست زده
آشفته بازاریه که لال میشه عربده
دستوره سر به تن گیر میکنه توو گردنه

تکست آهنگ بامداد طالبان

نفستو حبس کن ببین چه راحت
آزادی شد برده ی عقربه ساعت
تمام عمر شکلِ ارتعاشِ فریاد شده
گاهی زور باقی ظلم بدونِ استراحت
این خیابونا مالِ ماست یادمون نرفته دیگه
خیالِ خوش نداریم که شنوای حرفه
کار از کار گذشته، تموم شده رفته
پوکه و خون لوازم التحریر بچه
افسردگی تمومِ عمرتو
مثِ شادیِ واقعیِ حقیقتو دیدنه
دستتو بذار رو گلوت و مشتش کن
بیدار شدن سخت تر از خوابیدنه

جوب میشه رودِ خون وسط خیابون بخون
ببین که چند تا دل کشته میشه اسیرِ شهرمون
اسیرِ دست عزرائیله جوخه های اعدام
تشییع جنازه ی عدالت و ادعایِ انسان
واقعیت مشته درد داره، کبوده چشمات و
میکنه نماینده ی هر چی فحشِ کش دار
داره نفس هایِ آخرت میرسه بشمار
پتکِ کاوه رو گلوته از فقانِ پژمان
واقعیت اینه که قدرِ روزاتو بدونی
تا میتونی بدزدی، بچاپی تا میتونی
تاریخ بخونی تهِ قصه رو میدونی
ولی ما رو از خودت ندون
این مایی که میگم از خودش خیلی وقته دوره
پدرش عصبیه، مادرش صبوره
تک تک لحظاتِ عمرش حرومه
کار به مشت رسیده نگو اشکال زبونه
واقعیت مشته درد داره که باید زد
گهگاهی خیر و شر کنید به باورم شرارتم
میتونه گل بگیره درِ درد بشرو موقت
درده نمیدونم خندید به طاقتم

میدونی واقعیت چیه، تو دلت واقعیت میخواد
پَ بشین و هیچی نگو، صبوری کن طاقت بیار
توو پس شهر ببین توو اخم صورتا
نشونی دارن از خروشِ خشم خونِ توو رگا
مردُم جنگ زده که جنگ بهشون چَک زده
هر سیاست مداری وعده ای داده رو دست زده
آشفته بازاریه که لال میشه عربده
دستوره سر به تن گیر میکنه توو گردنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 19 =

دکمه بازگشت به بالا