ثبت شده در ستاد ساماندهی جمهوری اسلامی ایران

متن آهنگ چارلی عرفان جیدال و پارسا سیمپسون

متن آهنگ چارلی عرفان جیدال

تکست آهنگ جدید از عرفان و جیدال و پارسا سیمپسون با نام « چارلی»

Erfan & Gdaal & Parsa Simpson – Charlie

متن آهنگ چارلی عرفان جیدال

پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
چهار صبح چارلی باز
داری توو جیبت ای
پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
نفست مثه راز
حبس توو سینه ای

میسازه امشب منو میسازه بم بدنش
دوست داره پسر بدو حتی اگه ببرنش
نشون بده بم خطرو با سر برم به طرفش
مثه خودم گنگستره یه کُلت کمه به کمرش
نیس این قصه راست ، تنش سبزه اسکناس
میخواد درست کنه منو با اینکه اشتباست
تنش یکه مثه آس دو تا شیشه بشه تاس
قماره بازی با جی ولی اون از اون وزه هاس
کفشاش نیستش دیگه پاشو درآوردش اون لباسو
از پشت میبنده موهاشو بازم پیش من تا صبح
میخوام خنده رو لباشو آره خوب بلدم راشو
اگه گم بشه قلب اون فقط من بلدم جاشو

پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
چهار صبح چارلی باز
داری توو جیبت ای
پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
نفست مثه راز
حبس توو سینه ای
پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
چهار صبح چارلی باز
داری توو جیبت ای
پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
نفست مثه راز
حبس توو سینه ای

تکست آهنگ عرفان جیدال سیمپسون چارلی

تله و دامه میدونم فردا باهامه
چون تازه سر شامه و دستش روی پاهامه
طبقه چندیم؟ میدونیم که بالا
با کی‌ دست تو دسته؟ میدونی‌ که با مائه
اینا لفظشو میان، من میبرمت دور دنیا
زندگی‌ من اونکه واسه اینا رویاست
پشت فرمون کالیفرنیا
لندن و پاریس رم یا
تولوم ماربیا
میاد چارلی از کلمبیا
این بالا بغلم توی جی فایوی
لانجره ژیوانشی
خط قد دیوار چین
لیمو لبش تو لیوان جین
بام وا کن سنگاتو
لاین کن سنگارو
چشم ندران ببینن من تنها رو
فکر کن حالا من همراه تو

پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
چهار صبح چارلی باز
داری توو جیبت ای
پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
نفست مثه راز
حبس توو سینه ای

دوستات دنبالمونن پیچ دادم جاده رو سمت خونم
پلیسا میخوان حتی یه خط خونمو
پا رو گاز میریم یه جا که دورم
میکشی دست رو منو میمونی تش خونمو
میمونیم لش رو همو میگیری دست رو همو
فردا رو ابرا مسافر این شهرا
لیوانو بردار بریز نمونه حرفات
سنگیه پلکام عطرت مونده روم انگار
میرم با فکرام میبینمتم تهران

پشت فرمون خیره به
نورا که میره ای
چهار صبح چارلی باز
داری توو جیبت ای
پشت فرمون خیره
نورا که میره ای
نفست مثه راز
حبس توو سینه ای

دیدگاه خود را بگذارید